ورود/ایجاد حساب کاربری شنبه، ۰۴ اسفند ۱۳۹۷   
امکانات
· خانه
· درباره من
· صفحه من در فیسبوک
· جستجو
· ارسال مطلب
· لیست برگزیده
· انتقادات و پیشنهادات
بایگانی مطالب گذشته
· مطالب سال 1384
· مطالب سال 1385
· مطالب سال 1386
· مطالب سال 1387
· مطالب سال 1388
· مطالب سال 1389
· مطالب سال 1390
· مطالب سال 1391
جستجو

پیوندها

 

پایگاه اسلامی رضوی

 

پایگاه اسلامی رشد

 

 صفحه من در فیس بوک

 

لینک به ما

چنانچه مایلید به ما لینک دهید میتوانید کد زیر را در سایت خود قرار دهید

 

Kashkool.ir :: سایت کشکول

 

کاربران حاضر
فعلا:
1 مهمان و 0 کاربران ثبت نام شده حاضر.

شما می‌توانید از اینجا وارد سایت شده یا ثبت نام کنید.

اسفند 1387

(1217 مجموع کلمات موجود در متن)
(1060 بار مطالعه شده است)  نسخه چاپی

گفتار 205

ایام رحلت پیامبر اکرم (ص) ، و شهادت امام حسن (ع) و امام رضا (ع) تسلیت باد

• پس از رحلت رسول خدا (ص) در همان روزها که حادثه ی شرک آور سقیفه را به وجود آوردند، عده ای فرصت طلب به رهبری ابوسفیان تصمیم گرفتند که از آب گل آلود ماهی بگیرند. ابوسفیان چند نفر را تحریک کرد که به سراغ ابن عباس رفته و با او به خانه علی (ع) بروند و با او بیعت کنند. حضرت فرمود: پس از پیامبر (ص) عده ی بسیار قلیلی یعنی کمتر از انگشتان دست وفادار به سفارش رسول خدا (ص) در عید غدیر باقی ماندند. چگونه علی (ع) با دست خالی قیام کند. 25 سال انزوا و سکوت حضرت گواه بر این است که نهضت بال و پر می خواهد. پس از شهادت علی (ع) همان مردم سراغ امام حسن (ع) آمدند. مردمی که اهل دنیا و هم پیاله ی معاویه هستند و صلح امام حسن (ع) درست از همان منطق پدر سرچشمه گرفته است.

 

 

 

• خدایا ! یقینی به من ده که مصیبت های دنیا بر من آسان شود و گرفتاری ها خسته ام نکند.

• مردم شکایت دارند نان گران است. کجا گرانی است؟!! نباید به خوارزمشاه می گفتند نان گران است. باید می گفتند که قیمت نان، حکومت توست. اگر پادشاهی را بدهی یک نان می دهند که سیر شوی. آن وقت می فهمید که گرانی یعنی چه؟!

• بر دوستی دوستان اعتماد نیست. تا به تملق دشمنان چه رسد. هر کس دشمن کوچک را حقیر شمارد، بدان ماند که آتش اندک را مهمل گذارد.

• قصد از دعا اجابت امر است ـ ور نه من خود کیستم که با تو بگویم مرا ببخش ـ ما را امید عفو تو مغرور کرد و بس ـ گر شد خطا بدین سخن بی ریا ببخش

2 اسفند 1387


گفتار 206

• غریزه ی ریاست طلبی و توفق طلبی از همه غرایز قویتر است.

 

 

 

• عرب ها اول عربند و بعد مسلمان هستند.

• گرگ به خاطر گرسنگی نمی درد. بلکه برای ارضای غریزه خشم و غضب می درد.

• حق ملازم با تکلیف است. شما حق دارید از آب شهر استفاده کنید و تکلیف دارید که آب را آلوده نکنید.

• گر رود از پی خوبان دل من معذور است ـ درد دارد چه کند کز پی درمان نرود

9 اسفند 1387


گفتار 207

• در بند داشته ها بودن و اسیر خواسته ها شدن نوعی بردگی آشکار است. زهد یک صفت است و یک حالت نفسانی است و منشاء رشد برای اغلب کمالات است. زهد نداشتن نیست بلکه دلبستگی نداشتن است.

 

 

• دادن امتیاز به متجاوز نابخردانه است. متجاوز را جری تر می کند.

• علم، بد و خوب ندارد. خادم و خائن در آن مطرح نیست. پاکی و ناپاکی در آن بی معناست. همه جا و همیشه یکی است. کافر و مسلمان ندارد. این قیدها در شعور مطرح است. (خودآگاهی) نیرویی که علم را به استخدام در می آورد. فجور یا تقوا می آفریند. صلح یا جنگ ؛ عدالت یا ظلم. اما کدام شعور؟ شعور حرام. آن چه در حریمی از عفت و تقوا و حرمت و طهارت نگهبانی شده است.

• بکوش تا عظمت در نگاه تو باشد نه آن چه می نگری.

• دشمن اگر می کشد به دوست توان گفت ـ با که توان گفت آن که دوست مرا کشت

16 اسفند 1387


گفتار 208

میلاد پیامبر اکرم (ص) و امام صادق (ع) تهنیت باد

• قفل های ناگشوده مانده بود ـ از کف انا فتحنا برگشود ـ ای رحمت للعالمین بخشی زدریای یقین ـ مر خاکیان را گوهری، مر راهیان را رحمتی

 

 

• آتش حسادت بالاتر از آتش نمرود است. این درون می سوزاند و آن بیرون را...

• مبارزه برای تحقق عدالت نه نجات می شناسد و نه مرز. اگر عدالت را در زندگی اجتماعی همه افراد فراهم نکنید، کسی شما را مورد سرزنش قرار نخواهد داد. اما اگر از عدالت در مقابل ظلم و طغیان گری دفاع نکنید، قطعا مورد سرزنش قرار خواهید گرفت.

• بوی نفت را بر سر سفره نمی گذارند. ما غذا می خواهیم.

• پیش چشمت داشتی شیشه کبود؟ ـ زان سبب گیتی کبودت می نمود

23 اسفند 1387


گفتار 209

• زن رئیس کل سلب آسایش. چرا شوهر من بدون اجازه من مرد؟!!

 

 

• علاقه یک زن به منظور دستمزد که از صد کودک پرستاری می کند با عشق سوزان آسمانی مادری که از کودک خود مراقبت می کند، فرق بسیار دارد.

• یکی از آفات مهم شناخت، جدا نکردن حکم انگیزه از انگیخته است یعنی یکی را به جای دیگری گرفتن. انگیزه یعنی زمینه و عاملی که باعث بروز و ظهور امری دیگر می گردد. به امر دوم که محصول انگیزش است، انگیخته می گویند. مثلا دروغ انگیزه و نزاع انگیخته است.

• در سر بالایی عشقت به روغن سوزی افتادم.

• ابروی دلدار کج و شمشیر جلادان کج ـ هر دو خون ریزند اما این کجا و آن کجا

30 اسفند 1387


| اشکالات احتمالی سایت را برای ما ارسال کنید | | info@kashkool.ir : تماس با ما |
Best view: 1024 × 768
Copyright© 2009 Kashkool.ir All Rights Reserved