ورود/ایجاد حساب کاربری شنبه، ۰۴ اسفند ۱۳۹۷   
امکانات
· خانه
· درباره من
· صفحه من در فیسبوک
· جستجو
· ارسال مطلب
· لیست برگزیده
· انتقادات و پیشنهادات
بایگانی مطالب گذشته
· مطالب سال 1384
· مطالب سال 1385
· مطالب سال 1386
· مطالب سال 1387
· مطالب سال 1388
· مطالب سال 1389
· مطالب سال 1390
· مطالب سال 1391
جستجو

پیوندها

 

پایگاه اسلامی رضوی

 

پایگاه اسلامی رشد

 

 صفحه من در فیس بوک

 

لینک به ما

چنانچه مایلید به ما لینک دهید میتوانید کد زیر را در سایت خود قرار دهید

 

Kashkool.ir :: سایت کشکول

 

کاربران حاضر
فعلا:
2 مهمان و 0 کاربران ثبت نام شده حاضر.

شما می‌توانید از اینجا وارد سایت شده یا ثبت نام کنید.
   گفتار 131

حلول ماه مبارک رمضان بر مسلمین جهان فرخنده باد

• ماه مبارک رمضان، بهار قرآن است. قرآن کتاب معرفت است. این کتاب از طرف محبوب است برای من و برای همه کس. نامه ی محبوب، محبوب است. اگر چه عاشق و محب مفاد آن را نداند و با این انگیزه حب محبوب که کمال مطلوب است، به سراغت آید و شاید دستت را بگیرد با قرائت آن راهی به سوی محبوب باز کن و تصور نکن که قرائت بدون معرفت اثری ندارد.

 

 

 

• توحید کلمه ی طیبه است و ایمان شجره ی طیبه که هر لحظه میوه می دهد. الم تر کیف ضرب الله مثلا کلمه طیبه کشجره طیبه اصلها ثابت وفرعها فی السماء توتی اکلها کل حین باذن ربها ویضرب الله الامثال للناس لعلهم یتذکرون؛ آیا ندیدی چگونه خداوند کلمه ی طیبه (و گفتار پاکیزه) را به درخت پاکیزه‏ای تشبیه کرده که ریشه ی آن (در زمین) ثابت و شاخه ی آن در آسمان است؟! میوه‏های خود را هر زمان به اذن پروردگارش می‏دهد، و خداوند برای مردم مثل ها می زند شاید متذکر شوند، (و پند گیرند). (سوره ی مبارکه ی ابراهیم آیات 24 و 25) اصلها ثابت، کشش به جانب خدا در نهاد همه ی انسان ها خوابیده است. لذا امید من هیچ گاه قطع نمی شود. معنی این جمله چیست؟ معنی اش این است که یک کسی هست که مطلع از حال من است. یک کسی هست که قدرت برطرف کردن این گرفتاری ها را دارد. یک کسی هست که علاوه بر علم و قدرت بر من رحیم و رئوف است و در تمام روز و شب هم نشین من است و درد و دل مرا گوش می کند و می خواهد گرفتاری مرا رفع کند. این سه مطلب در نهاد من است. این کشش درونی من و دل من بسته به اوست و او در هیچ زمانی و مکانی مرا رها نمی کند که احساس تنهایی کنم.

• آن روزی که انسان از مقام افتاد، باید عزت نفس پیدا کند. عزت نفس یعنی متملق و چاپلوس نشود و آن روزی که درجه اش بالا رفت، متواضع شود.

• انسان خودبین و خودخواه است و چون خودخواهی افزون شود، خودپسند گردد و چون خودپسندی لبریز آید، خودفروشی کند (تکبر). متکبر در باطن خودش چنین احساس می کند که من از مردم بالاترم و مردم باید بدانند که من از آن ها بالاترم و باید به من احترام کنند ولی مردم قبول ندارند که تو از آن ها بالاتری. لذا مسخره اش می کنند و می گویند دیوانه است. در اثر مسخره ناراحت می شود و بر بی اعتنایی خود می افزاید و حتی جواب سلام مردم را هم نمی دهد. اکنون تکبرش ظاهر می شود و گرفتار حقارت نفس می شود. افرادی که دچار عقده ی حقارت می شوند، متکبر و یا متملق و یا گوشه گیر و یا فحاش می شوند.

• مفت از دست مده عمر گران را که اجل ـ روز و شب در پی آن گرد جهان می گردد



پنجشنبه، ۲۲ شهریور ۱۳۸۶

   گفتار 130

• قانون مانند تار عنکبوتی است که با کوچکترین ضربه پاره می شود.

 

 

 

• می دود جمع می کند. می ایستد می شمرد تا لحظه ای که زیر پایش خالی شود و با کله در مغاک سرازیر شود.

• وقتی خانمت نیست چه کار می کنی؟! استراحت. وقتی خانمت هست چه کار می کنی؟! استقامت.

• تدبیر عبارت از آن است که: انسان آینده را نگاه کند. اگر یک فاعلی انجام کار را در آغاز ندید، او مدبر نیست. باید آینده نگر، درون نگر و هدفمند بود. مدبر کسی است که انجام را در آغاز ببیند و معاد را در ابتدا بنگرد.

• ظلم ظالم به خدا حاصل خاموشی ماست ـ ترس چون جلوه کند، گرگ شبان می گردد



پنجشنبه، ۱۵ شهریور ۱۳۸۶

   گفتار 142

 • کسی نماز شب می خواند و می خواست که مردم بفهمند. شیطان گفت: من تو را کمک می کنم. به مسجد رفت و آب یخ طلبید. گفتند: آب یخ موجود نیست. گفت: من نماز شب می خوانم و نماز شب آب یخ می طلبد.

 

 

• چرا برای عمر محدود، عقوبت ابدی وجود دارد؟ خلود [جاودانگی] مربوط به اعتقاد است. ورع به پیشانی نیست. ورع در قلب است. کفر یک وصف قلبی است. لذا از گناهان بزرگ، کفر اعقادی است.

• نظارت دقیق نیست چون قانون دقیق نیست.

• اینان می خواهند نسل نیایش برچیده شود. برای اینان عاشق شدن یک فرمول شیمیایی است و غریزه قانونی است که آن را باید به قیمت توحش رعایت کرد. اینان با تعابیر تاریکشان دست سم پاش های حلبچه و هیروشیما را آزاد می گزارند. اینان اساساً منکر نیایش هستند و انسان را میمون دم بریده ی باغ پابلوف می دانند.

• تعلق گر نباشد خوش توان مرد ـ تکلف گر نباشد خوش توان زیست



پنجشنبه، ۱۱ دی ۱۳۴۸

<   1112131414243444546474849    


| اشکالات احتمالی سایت را برای ما ارسال کنید | | info@kashkool.ir : تماس با ما |
Best view: 1024 × 768
Copyright© 2009 Kashkool.ir All Rights Reserved